دُردانه‌ام ! چه می‌بَری از من ؟ قرار را ؟

دُردانه‌ام ! چه می‌بَری از من ؟ قرار را ؟
بنشین دمی ... که با تو ببینم بهار را

آه ای طلوعِ معجزه ! ای عشقِ بت‌شکن !
بشکن سکوت تلخ و بُتِ انتظار را ...

برگرد ؛ روزگار من از مرگ بدتر است
برگرد ؛ تا به خون بکشم روزگار را

ای عقل ! زیر بارِ خِرَد ، درد تا به کی ؟
یک بار بر زمین بزن این کوله‌بار را

محسن نظری
دیدگاه ها (۰)

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

مافیای من

دُردانه ام ! چه می بَری از من ، قرار را ؟بنشین دمی ! ... که ...

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته اممن همه تن انا الحقم ،‌ ...

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته اممن همه تن انا الحقم ،‌ ...

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته اممن همه تن انا الحقم ،‌ ...

هزار و سیصد و چندین و چند بارِ من استکه روز هشتم ابان، داغدا...

چندپارتی` ( vodka )

وای وحـی و لیلـۀ بعثـت مبارک است عید نجـات عـالم خلقـت مبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط