{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت

نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت
گرفته انس گویا نرمیی با تندی خویت

بمیرم پیش آن لب، اینچنین گاهی تبسم کن
بحمدالله که دیدم بی گره یک بار ابرویت

به رویت مردمان دیده را هست آنچنان میلی
که ناگه می‌دوند از خانه بیرون تا سر کویت

شرابی خورده‌ام از شوق و زور آورده می‌ترسم
که بردارد مرا ناگاه و بیخود آورد سویت

ز آتش آب می‌جویم ببین فکر محال من
وفاداری طمع می‌دارم از طبع جفا جویت

فریب غمزه امروز آنقدر، خوردم که می‌باید
مجرب بود ، هر افسون که بر من خواند جادویت
دیدگاه ها (۳)

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

فقط حرف رهبر

تا وقتی گروهبان قندلی که تیم ملی رورنگی کرده باشه تیم ملی نت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط