{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت پنجره نشسته بود جوانی مریض...دوستم بود امروز رفتم دید

پشت پنجره نشسته بود جوانی مریض...دوستم بود امروز رفتم دیدنش..نحیف ولاغر شده بود...سرطان سراغش آمده بود...براش دعا کنید نه برای اون برای شفا همه مریضا....امیدوارم همیشه سلامت باشین.....
دیدگاه ها (۳)

حال امروز من بعد ملاقات دوستم...شبیه ماشین های مونده از جنگ ...

چند وقته پنج شنبه جمعه ها تو گرگان قرداد بستن با بارون....

سکون و آرامش را از دیوار کوچه مادر بزرگ یاد گرفتم اینکه هم ب...

سکون را از دیوار کوچه مادر بزرگ یاد گرفتم...اینه همه بروند و...

Enemys Embrsce [ part ۱۲ ]

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

همخونه اجباری... پارت 97."ویو جئون جونگ کوک"در تراس رو آروم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط