دلم بشکسته از زهد ریایی
دلم بشکسته از زهد ریایی
الا ای مونس جانها کجایی
شب وروزم پر از طعنه ز اغیار
طبیب درد بی درمان بیمار
زاندوه فراق وی حزینم
شود ماه دلارایش ببنم؟
منم مسکین در این عالم حبیبا
من آن سرمست عشقم ای طبیبا
چنان از درد فرقت در عذابم
که غمها میرباید هوش و خوابم
تو بر این زخم کهنه آشنایی
دوایی تو ، خدایی تو ، خدایی
زبانم را چرا همدل نداند
نگاهم را چرا همغم نخواند
محبت تو خموشی پیشه ات کن
بسوی مهر او اندیشه ات کن
💐 💐
الا ای مونس جانها کجایی
شب وروزم پر از طعنه ز اغیار
طبیب درد بی درمان بیمار
زاندوه فراق وی حزینم
شود ماه دلارایش ببنم؟
منم مسکین در این عالم حبیبا
من آن سرمست عشقم ای طبیبا
چنان از درد فرقت در عذابم
که غمها میرباید هوش و خوابم
تو بر این زخم کهنه آشنایی
دوایی تو ، خدایی تو ، خدایی
زبانم را چرا همدل نداند
نگاهم را چرا همغم نخواند
محبت تو خموشی پیشه ات کن
بسوی مهر او اندیشه ات کن
💐 💐
- ۵۴۹
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط