{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در اشتیاق دیدنت، سودای رفتن می کنم

در اشتیاق دیدنت، سودای رفتن می کنم
در خاطرات هر شبم، یاد تو را تن می کنم

یک جای خالی در دلم، آخر مرا دق می دهد
از درد تو در زندگی، حس بریدن می کنم

هر شب که می گیرد دلم، با یاد تو سر می کنم
تنها به عشق دیدنت، احساس بودن می کنم

من می رسم روزی به تو، در لحظه های مردنم
در روز مرگم در دلم، حس رسیدن می کنم

از بس که در اندوه تو، بی تاب دیدارت شدم
در اشتیاق دیدنت ،سودای رفتن می کنم
دیدگاه ها (۱)

دیگر برایم مهم نیست !بی حس شده ام ...از قضاوت و بی انصافیِ ه...

دیگر برایم مهم نیست !بی حس شده ام ...از قضاوت و بی انصافیِ ه...

«ای سردارِ جان، ای رهبرِ شهیدم…با رفتنت، انگار تکه‌ای از روح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط