{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب میدیدم که درباران پرستیدم تورا

خواب میدیدم که درباران پرستیدم تورا
چشم من روشن،درآن رویا،تورادیدم تورا

بغض کردم،ناله کردم،عشق کردم،عاشقی
روی سنگ قلب تاریکم تراشیدم تورا

عهدکردم تا تورادیدم هم آغوشت شوم
لیک دراوج خجالت من نبوسیدم تو را

عاشقانه گفته ام وین بارهم بشنو ز من
عشق من با این همه هرگز نفهمیدم تو را

یک نفر من را صدا زد که ز تو غافل کند
در صدای گنگ او ازعشق پرسیدم تو را

عاشقانه،عامرانه دوستت دارم نفس
درمسیرسرخ چشمم پای کوبیدم تو را

این غزل باشد برای لحظه های غربتم
درهمان وقتی که خوابم برد و نشنیدم تو را
دیدگاه ها (۲)

خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه توییمستم کن از جام لبت , ...

دروغ بگی سوسک بشی....کدوم سال هسی؟؟؟؟؟ جواب در کامنت؟؟؟؟1355...

دلم برای کسی تنگ شده است....که هیچکس جای خالیش را برایم پر ن...

یلدای آدم هاهمیشه اول دی نیستهرکس شبی بی یاربنشیند شبش یلداس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط