{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی فلانی!

هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم
وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
دیدگاه ها (۱)

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند گل نمي‌رويد، چه غم گر شا...

خانه ات زيباست نقش هايت همه سحرانگيز است پرده هايت همه از ...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با ...

تو مرا بردی به شهر یادها، من ندیدم خوش‌تر از جادوی تو، ای س...

Part ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط