{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم
دیدگاه ها (۱)

ساعتها رابگذارید بخوابند...! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن ن...

گفت خیالت همیشه با من است و من...به خیالِ خودم هم حسودیم شد!

من از دور دست هاتو را آرزو کردمانتظار دارداما من به مُعجزها...

تو همه رازِ جهان ...! ریخته در چشمِ سیاهَت ....من همه ...؟مح...

کجای جهان را تنگ می کردیم؟من و تو اگر کنار هم می ماندیم...!و...

همه ی ماها تو زندگیمون یکیو داشتیم که برای بودنش،جون کندیم، ...

.شش قدم تا یک زندگی شاد:قلبت را مملوء از مهربانی کن …ذهنت را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط