{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما پادشاه را کشتیم؛ سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا ت

ما پادشاه را کشتیم؛ سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست. این جا سرزمینی ست که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می جنگیم.


بینوایان/ ویکتور هوگو
دیدگاه ها (۱)

تو را نمی بخشم ...!نه برایِ ،آزار و اذیت های مداومت ...!نه ب...

ما که از هر چیز ترسیدیم ،سرِمان آمد ...!بیا تمرین کنیم ،کمی ...

هـزار غم سر غم کرده‌ام ولی در دلغم تو ریشه فرو کرد، می‌کُشد ...

بعد ها میفهمیآدم ها برای رسیدن به خواسته هایشانچه دروغ ها چه...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #متن #متن_زیبا #متن_های_زیبا #زیبا #...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #متن #متن_زیبا #متن_های_زیبا #زیبا #...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #متن #متن_زیبا #متن_های_زیبا #زیبا #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط