{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روزها کـــــه شرط بقا قیل و قال بود

آن روزها کـــــه شرط بقا قیل و قال بود

عاشق ترین پرنده ی سرش زیر بال بود


«حافظ ! دوام وصل میسر نمی شود»

سرگرمــی پرنده ی بدبخت فــــال بود


یک مرد در میــــان آیینــه ســــال ها

با یک نفر شبیه خودش در جدال بود


تدبیر چیست ؟ راه کدام است ، دوست کیست

این حرف هـــا  همیشه  برایش  ســـوال  بــــود


از  میــــوه ی  درخت  اساطیــــری  پـــدر

سیبی رسیده بود به دستش که کال بود


از ما زبان توبه گشودن بعید نیست

از او مرا ببخش شنیدن محــال بود


در پاسخ نشان رفیقت کجاست ؟ گفت

حرفـــی نمــی زنــــم بنویسید لال بــود


بر سنگ قبر او بنویسید جای اسم

این مرد ، روی گردن دنیــــا وبال بود

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

ردیف این غزل دشوار می شد با بیندازم    !ولی با وامی از چشم ت...

ببین در سطر سطر صفحه ی فالی که می بینمتو هم پایان تلخی داری ...

آسمانِ آبیِ عرفانِ من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشمان...

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباستآنجا که باید دل به دریا زد ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط