{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نگاهت رازتورافهمیدموبا پای خود رفتم،،غزل ،شب ،شاعرب

من از نگاهت رازتورافهمیدموبا پای خود رفتم،،غزل ،شب ،شاعربیدار دگر لازم نیست..منقلت راکورکن،آن دوفنجان و رضا خان هم دگرلازم نیست...،
دیدگاه ها (۶)

سکـوتم را ...بـه حسـاب ضـعـف و....بے کسـے ام نگــذار ...دلـم...

#دکتر_حسابیلذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !از گرما می نالیم. از س...

فاش می گویم و از گفته ی خود دل شادمبندی عشقم و از هر دو جهان...

درد امانم را بریده بود ...گفتم ای کاش حداقل یک نفر باشد که و...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

Novel panleo ♡ #part⁵⁸ ♡『 paniz 』با رفتن اش لباسام رو پوشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط