☆سناریو بلو لاک
اگه موقع دعوا بزنیم تو صورتشون p.t2☆
رئو:دستشو میزاره روی گونه اش و با چشمای بنفشش بدون لبخند بهت زل میزنه جوری که به غلط کردن می افتی و برای نجات جونت عذر خواهی میکنی
ناگی:(اصن تو چجوری زدی تو گوش این دراز؟) برادر با این حرکت متوجه شد اوضاع خرابه پس یهو پرنسسی بلند میکنه و به اتاق خواب میبره و کنار هم لالا میکنید تا بخوابی ام تو گوشت اروم میپرسه چه اشتباهی کرده و با موهات بازی میکنه
نس:(اصن دلت میاد این بچه رو با اون همه تروما تو بچگش بزنی؟):با چشمای که داخلش پر از درد بود نگاهت میکنه و تو بلافاصله گونه اشو ماچ میکنی و عذر خواهی میکنی(این خیلی گناه داره😭)
شیدو:..this is the end
سائه:با چشمای زمردیش بهت خیره میشه و برای یه لحضه حس میکنی تا عمق وجودتو میبینه دستشو بلند میکنه که بزنتت چشماتو میبندی اما بعد گونتو نوازش میکنه و میگه:واقعا فک کردی من روی عزیز ترین چیزم دست بلند میکنم
کایزر:دستت رو وسط راه میگیره و بوسه ای روی بند انگشتات میزاره و سعی میکنه با گفتن جملات بامزه مهربونانه ارومت کنه
ایکو:پوزخندی میزنه و میگه: عه از این کارا هم بلد بودی نمیدونستیم شیطون؟ "و شروع میکنه لاس زدن باهات"
یوکیمیا(از پروف معلومه ایشون واسه خودمه دورشید):با این گل پسر اصلا دعوات نشده
☆پایان☆
اگه موقع دعوا بزنیم تو صورتشون p.t2☆
رئو:دستشو میزاره روی گونه اش و با چشمای بنفشش بدون لبخند بهت زل میزنه جوری که به غلط کردن می افتی و برای نجات جونت عذر خواهی میکنی
ناگی:(اصن تو چجوری زدی تو گوش این دراز؟) برادر با این حرکت متوجه شد اوضاع خرابه پس یهو پرنسسی بلند میکنه و به اتاق خواب میبره و کنار هم لالا میکنید تا بخوابی ام تو گوشت اروم میپرسه چه اشتباهی کرده و با موهات بازی میکنه
نس:(اصن دلت میاد این بچه رو با اون همه تروما تو بچگش بزنی؟):با چشمای که داخلش پر از درد بود نگاهت میکنه و تو بلافاصله گونه اشو ماچ میکنی و عذر خواهی میکنی(این خیلی گناه داره😭)
شیدو:..this is the end
سائه:با چشمای زمردیش بهت خیره میشه و برای یه لحضه حس میکنی تا عمق وجودتو میبینه دستشو بلند میکنه که بزنتت چشماتو میبندی اما بعد گونتو نوازش میکنه و میگه:واقعا فک کردی من روی عزیز ترین چیزم دست بلند میکنم
کایزر:دستت رو وسط راه میگیره و بوسه ای روی بند انگشتات میزاره و سعی میکنه با گفتن جملات بامزه مهربونانه ارومت کنه
ایکو:پوزخندی میزنه و میگه: عه از این کارا هم بلد بودی نمیدونستیم شیطون؟ "و شروع میکنه لاس زدن باهات"
یوکیمیا(از پروف معلومه ایشون واسه خودمه دورشید):با این گل پسر اصلا دعوات نشده
☆پایان☆
- ۵۲۵
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط