{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر هست که خود نیست ولی خاطره اش

یک نفر هست که خود نیست ولی خاطره اش

صبح هر روز مرا سفت بغل می گیرد

☘☘
دیدگاه ها (۳۱)

گفتم ای جنگل پیرتازگیها چه خبر؟پوزخندی زد و گفت:هیچ! کابوس ت...

عشق مانند بیمار شدن است.نمی دانی چطور اتفاق می افتد؛عطسه می ...

گر به هم میٖ‌زدم امشب مژه‌ی پُر نَم را آب می ‌بُرد به یک ...

خشت خشت..عشق را..معشوقغارت کرد و رفت..ازحیاط خانه ای,,ویران,...

بعضی جدایی‌ها نه دعوا دارند، نه خداحافظیِ درست؛ فقط یک روز چ...

دلم که فتح تو شد، نیست کمتر از خیبربغل بگیر مرا قلعهٔ خراب م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط