{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 9

همه‌ ی افراد قصر به حالت آماده‌باش درآمده بود.

مینهو شمشیرش را در دست داشت.
مینهو: ولیعهد، شما باید به اتاق امن برید.

هیونجین: نه.

مینهو: این دستور منه.

هیونجین نگاهش کرد.
هیونجین: و من ولیعهد این سرزمینم.

مینهو آه کشید.
مینهو: حداقل اجازه بدید کنار شما بمونم.

هیونجین: همین رو می‌خواستم.

در سمت دیگر قصر، هان دنبال فلیکس می‌گشت.

هان: فلیکس!

فلیکس از راهرو بیرون آمد.

هان نفس راحتی کشید.
هان: کجا بودی؟!

فلیکس: پیش هیونجین.

هان چند ثانیه ساکت ماند.
هان: پیش... هیونجین؟

فلیکس: چی؟

هان: هیچی.

همان لحظه مینهو از کنارشان رد شد.

هان: هی! چی شده؟

مینهو: کسی وارد بخش شرقی قصر شده.

هان: کی؟

مینهو: هنوز نمی‌دونیم.

هان خواست چیزی بگوید که صدای برخورد فلز از انتهای راهرو آمد.

مینهو فوراً جلوی هان ایستاد.

هان: چرا جلوی من وایسادی؟

مینهو: چون ممکنه خطرناک باشه.

هان: من خودم می‌تونم—

مینهو: هان.

صدایش جدی‌تر شد.
مینهو: پشت سر من بمون.

هان برای لحظه‌ای چیزی نگفت.

بعد آرام گفت:
هان: باشه.

در همان زمان، چان و سونگمین به بخش شرقی رسیده بودند.

چان: اینجا هیچ‌کس نیست.

سونگمین به زمین نگاه کرد.
ردپاها هنوز تازه بودند.

سونگمین: نه.

چان: چی؟

سونگمین: اینجا کسی بوده.

چان کنار او زانو زد.
ردپاها به سمت دیوار می‌رفتند.

اما بعد...
ناگهان ناپدید می‌شدند.

سونگمین: چطور ممکنه؟

چان دستش را روی دیوار گذاشت.

یک صدای تق شنیده شد.
دیوار کنار رفت.
پشت آن...
یک راه مخفی تاریک وجود داشت.

چان: ظاهراً قصر ما رازهای بیشتری از چیزی که فکر می‌کردیم داره.

سونگمین به تاریکی خیره شد.
و از داخل تونل...
صدای آرامی شنیده شد.
«شاهزاده آسمان نباید زنده از این قصر خارج شود.»




پایان پارت ۹




#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی

#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
دیدگاه ها (۵)

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 8شب شده بود.فلیکس خوابش نمی‌برد....

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 7حیاط قصر در سکوت فرو رفته بود.ه...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 4مراسم استقبال تمام شده بود.فلیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط