{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مو پریشان کردی و باد آمد و گردن گرفت

مو پریشان کردی و باد آمد و گردن گرفت

رو سری وا کردی و احساس هم بودن گرفت

این چه آشوبیست بانوی غزلهای دلم

حالت افسونگرت صد بار جان از من گرفت
دیدگاه ها (۱)

هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزارچنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا ...

پروانه چو بر روی تو بنشست، دلــم ریخت.... چون باد به گیسوی ت...

آهای آسمون با توام!ستاره ات را به ُرخَم میکشی !! من هم یک رو...

عشق یعنی با یکی ، یکجا ، تماشایی شویعاشقش باشی ، برایش هر لح...

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

sunoo

کابوس عشق فصل۳ پارت۴ ادامه: سوزی داشت لباسش رو تمیز میکرد. ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط