{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفت

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفت
جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت
چون رمیدن های آهو ناز کردن های او
دشت چشمان مرا حالی به حالی کرد و رفت
کهنه ای بودم برای دست های این و آن
هرکسی مارا به نوعی دستمالی کرد و رفت
ابرهم در بارشش قصد فداکاری نداشت
عقده در دل داشت روی خاک خالی کردو رفت
دیدگاه ها (۱)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفت جمله های واضح دل را سوال...

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفت جمله های واضح دل را سوال...

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفتجمله های واضح دل را سوالی...

ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفتجمله های واضح دل را سوالی...

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفتجمله های واضح دل را سوال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط