{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید

به ما گفتند باید بازی کنید
گفتیم با کی ؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت :
خیلی ساده فقط پاس بده به من !

باقیش با من ؟!
دیدگاه ها (۶)

این گل روتقدیم میکنم به آبجی گلم که خیلی دوستش دارم نیایش جو...

کسی را دوست بدار که "دوستت دارد", حتی اگر غلام درگاهت باشد؛و...

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـ...

تلنگر میزند امشبکسی بر سقف این خانهتویی باران؟تویی مهمان ناخ...

تاریخچه جام جهانی ( قسمت ۲۲ (آخر))بیست و دومین جام جهانی در ...

تاریخچه جام جهانی ( قسمت ۲۱ )بیست و یکمین جام جهانی در سال ۲...

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط