{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روبروی هم نشسته بودیم. من کتاب می‌‌خواندم و او یک مجله تب

روبروی هم نشسته بودیم. من کتاب می‌‌خواندم و او یک مجله تبلیغاتی را ورق می‌‌زد. گفت شامپوی تو را هم حراج کرده اند. بگیرم؟ گفتم بگیر ممنون. گفت نرم کننده موچی؟ گفتم بگیر ممنون. گفت انواع مختلفی‌ داره، نرم کننده برای موهای بلند و نرم که به راحتی‌ گره‌های مو رو باز می‌کنه، نرم کننده برای موهای بسیار خشک، نرم کننده برای موی رنگ زده، تثبیتِ رنگ ،نرم کننده ... گفتم برای موهای رنگ زده، ممنون. با تعجب گفت مطمئنی برای بلند و نرم نمی‌خوای؟ با تعجب سرم را از روی کتابم برداشتم ...

ندیده بود موهایم را کوتاه می‌‌کنم؟ نفهمیده بود که یک تار مؤ سیاه ندارم و همه را رنگ می‌‌کنم؟؟ حتی خداحافظی دردناکِ مرا با خودم و جوانی‌ام حس نکرده بود؟.

آه‌ خدای من! روزگار چه ناجوانمردانه جداگانه عمل کرده بود ...

نیکی‌ فیروزکوهی
از مجموعه همه مادران به بهشت نمی‌‌روند
دیدگاه ها (۸)

شامپو رنگ مو مشکی بابل موس

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

رمان یک نیمکت فاصله

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ² | پارتـ ²🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

نماد مرگ پارت ۳

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط