{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه بیشتر فکر میکنم

هرچه بیشتر فکر میکنم
کمتربه یاد می‌آورم خودم را
پیش ازعاشقت بودن
الان دقیقاکیستم
ته‌مانده‌ای ازخودم
یاتمام تو
دیدگاه ها (۲)

هنوز اﮔﺮ" ﺗﻮ " ﺑﯿﺎﯾﯽدوﺑﺎرﻩ ﻣﯿﺸﻮم آﻏﺎزاﮔﺮ ﭼﻪﺧﺴﺘﻪ‌ﺗﺮ از آﻓﺘﺎبﺑ...

ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ به ﺑﺮخی ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭﺍبسته ﻣﯿﮑﻨﺪﻧﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺪﻫ...

روزهاهفته هاسالهاست که نیستیو من هنوز فکر میکنمهنوز دیر نیست...

عمیقتریڹ درد زندگےمُردڹ نیستبلڪہ بہ دست فراموشے سپردڹِقشنگتر...

https://wisgoon.com/rrmyrrmyy مامیه اون یکی پیجش مسدود شده ا...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپپارت ۵شروع :ته . یعنی چی که...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط