سناریو:زخم التیامی/پارت ۲
سناریو:زخم التیامی/پارت ۲
(موقعیت:نامعلوم) (زمان:۴:۵۸)
**نویسنده**
دابی:هی شیگاراکی. نقشه جدید چیه؟
توایس:درسته. چی تو ذهنت عه؟
شیگاراکی:چیز خاصی نیست. فقط چندتا مهمون دعوت کردم تا بهمون تو گرفتن اون میدوریا ایزوکو کمک کنن
توگا:اوه پس قراره برمون جا نشین یکی برای همه رو بگیرن. حالا کِی میان؟!(ذوق زده)
یهو یه صدای مرد اومد.
_همین الان اینجان
همه گارد گرفتن. یهو مرد وسط کلبه ضاحر شد. شیگاراکی گارد اش رو پایین آورد و گفت"هایدِن درست نیست بی اجازه وارد خونه کسی بشی."
مرد تعظیم کرد و گفت"درسته. از ثمیم قلب پوزش میطلبم" بعد صاف وایساد و ادامه داد"حالا که وارد شدم میتونم همراهانم رو به داخل دعوت کنم؟" و منتظر جواب نموند و گفت"بچه ها. میزبان ها منتظر ما هستن"
یهو دیوار از هم باز شد و دو نفر اومدن تو. بعد دیوار بسته شد و یه نفر از وسط دیوار اومد تو. مرد دستشو به سمت اون یه نفر گرفت و گفت"ایشون سرکار نایتمِر هستن. ایشون دوشیزه گُوِرم و ایشون دوشیزه پِیس هستن." همه گارد شون رو پایین آوردن.
شیگاراکی: منتظرتون بودیم. لیگ آشوبگران"
***
(موقعیت:نامعلوم) (زمان:۴:۵۸)
**نویسنده**
دابی:هی شیگاراکی. نقشه جدید چیه؟
توایس:درسته. چی تو ذهنت عه؟
شیگاراکی:چیز خاصی نیست. فقط چندتا مهمون دعوت کردم تا بهمون تو گرفتن اون میدوریا ایزوکو کمک کنن
توگا:اوه پس قراره برمون جا نشین یکی برای همه رو بگیرن. حالا کِی میان؟!(ذوق زده)
یهو یه صدای مرد اومد.
_همین الان اینجان
همه گارد گرفتن. یهو مرد وسط کلبه ضاحر شد. شیگاراکی گارد اش رو پایین آورد و گفت"هایدِن درست نیست بی اجازه وارد خونه کسی بشی."
مرد تعظیم کرد و گفت"درسته. از ثمیم قلب پوزش میطلبم" بعد صاف وایساد و ادامه داد"حالا که وارد شدم میتونم همراهانم رو به داخل دعوت کنم؟" و منتظر جواب نموند و گفت"بچه ها. میزبان ها منتظر ما هستن"
یهو دیوار از هم باز شد و دو نفر اومدن تو. بعد دیوار بسته شد و یه نفر از وسط دیوار اومد تو. مرد دستشو به سمت اون یه نفر گرفت و گفت"ایشون سرکار نایتمِر هستن. ایشون دوشیزه گُوِرم و ایشون دوشیزه پِیس هستن." همه گارد شون رو پایین آوردن.
شیگاراکی: منتظرتون بودیم. لیگ آشوبگران"
***
- ۱۵۰
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط