به نام کلمه حیات
به نام کلمه حیات
هر رود را شایسته ی دریا شدن نیست
هر بیرقی را لایق برپا شدن نیست
باید تعقل کرد در اندیشه ها چون
هر دلربایی را برای ما شدن نیست
آخر چه غوغایی ست آن بالا که دیگر
افتاده را دیگر توان پا شدن نیست
در من تنیده ترس و وحشت از زمانه
زیرا وفا را قصد هیچ معنا شدن نیست
بیگانه ام از خلق وبا خود کرده ام خو
در من ندایی بهتر از تنها شدن نیست
غزل.فهیمه روشن ضمیر
ثبت شده در سایت شعر نو
هر رود را شایسته ی دریا شدن نیست
هر بیرقی را لایق برپا شدن نیست
باید تعقل کرد در اندیشه ها چون
هر دلربایی را برای ما شدن نیست
آخر چه غوغایی ست آن بالا که دیگر
افتاده را دیگر توان پا شدن نیست
در من تنیده ترس و وحشت از زمانه
زیرا وفا را قصد هیچ معنا شدن نیست
بیگانه ام از خلق وبا خود کرده ام خو
در من ندایی بهتر از تنها شدن نیست
غزل.فهیمه روشن ضمیر
ثبت شده در سایت شعر نو
- ۲.۲k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط