{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ جایِ جهان ، خانه ی پدریِ آدم نمی شود !

هیچ جایِ جهان ، خانه ی پدریِ آدم نمی شود !
خانه ای که در نهایتِ سادگی و سنتی بودنش ، شادترین نقطه ی دنیاست
با پنجره هایی قدیمی که هنوز هم به سویِ بی خیالیِ محض ، گشوده می شوند ، دیوارهایِ آجریِ کهنه ای که هر آجرش ، صفحه ایست از خاطراتِ سالهایِ دور ،
و حیاطی که هر گوشه اش ، سکانسی از کودکی ات را تداعی می کند .
جایی که حتی آسمانش هم با آسمان هایِ دیگر ، فرق دارد ،
و زمینش ، همیشه سبز و شاعرانه است .
آدم ها نیاز دارند ، وقتی دلشان گرفت ، سری به خاطراتِ کودکیشان بزنند و با سادگی و اصالتِ دیرینه شان آشتی کنند ،
آدم ها نیاز دارند در هر سنی که باشند ، آخرهفته و تعطیلات را ، به خانه ی پدری شان بروند و میانِ آغوشِ پر مهرِ مادر ، از تمامِ غم ها فارغ شوند و با خیالِ راحت ، کودکی کنند .
کاش پدرها و مادرها همیشه باشند ،
و کاش خانه های پدری ، در این هیاهوی زمانه ، به دستانِ بی رحمِ فراموشی سپرده نشوند .
دیدگاه ها (۶)

مرگ چیزی نیست؛فاجعه این استکه‌نخواهی زنده بمانی...

I don't care who I lose anymore, as long as I don't lose mys...

عاطفه ی آدمی را میتوان در مویرگ چشمان او هم یافت...

چون تو دارمهمه دارم دگرم هیچ نباید...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

دوستی که خون شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط