{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وعده دادی که پاییز شود برگردی

وعده دادی که پاییز شود برگردی
وقتی احساس تو لبریز شود برگردی

گفته بودی که همه عشق شدی می آیی
همسفر با تب پاییز که  شدی می آیی

داغ تنهایی من سرد شد از دوری تو
کام شیرین دلم تلخ شد از دوری تو

خنده کردی و قدم در قدم باغ زدی
شعر پاییز مرا سر در این باغ زدی

سر دل باز شد و چشم خدا بارانی
تو نگفتی که میایی یه شب بارانی؟

مانده در خاطر من نقش هزار چهره ی تو
دلبری کن که ببینم همه آن چهره ی تو

وعده دادی که پاییز شود برگردی
چشم خیره به در مانده که تو برگردی....
دیدگاه ها (۱)

دوست عجب امنیت خوبے ست ... میتوانی با او خودِ خودت باشے ... ...

.

سلام؛صبح و روز خوبی رو براتون آرزومندم.

.

طبیعت

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

یاد گمشده یی

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

هتل ۴۰۴ p.1

باهم برید حموم ؟پارت 2 (سناریو_ توکیو ریونجرز _باجی )

میبخشی پارت ۳

پارت نهم تو از این طرز برخورد و لحن بازجویی‌مانندِ نامجون کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط