زهی صبحی که او آید

زهی صبحی که او آید
نشیند بر سر بالین
تو چشم از خواب بگشایی
ببینی شاه شادانی
#مولانا

@siahchal2
دیدگاه ها (۱)

همه مرغانخلاص از بند خواهندمن از قیدتنمی‌خواهم رهایی... #سعد...

همه ی قافیه ها تابع زلفش بودندچادرش راکه به سرکرد،غزل ریخت ب...

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامی...

من و توهر دو تمامیم بهم... #عطار_نیشابوری@siahchal2

⁣خدایا مرا ببخش به خاطر همه درهایی كه زدیم و خانه تو نبود .....

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

⁣خدایا مرا ببخش به خاطر همه درهایی كه زدیم و خانه تو نبود .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط