{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من
بده پیغام خود از دور اشارت کردنش با من
بسوزان هرچه میخواهی ولی دل را نوازش کن
بپا کن آتش عشقت، سیاوش بودنش با من
رها کن دود آتش را ولی یاد مرا هرگز
سیه کن آسمان با دود، نیلی کردنش با من
تو و دل دادن دریا، من و دنیایی از رؤیا
بزن کشتی به طوفانها به ساحل بردنش با من
ز هر دردی دری بگشا به هر آهنگ شادی کن
بزن بر تار و پود دل، مرتب کردنش با من
بمان بیدل بگو از دل، دل از دلواپسی کم کن
تو وا کن سفرهء دل را صبوری کردنش با من
دیدگاه ها (۳)

دلم تنــهای تنها می شودوقتی نمی آیــینگاهم غرق رویــا می شود...

ﻣﻦ ﺳﻮﺍﺭ ﻗﺎﯾﻘﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺭﻭﯾﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻡﺗﺎ ﺗﻪ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻋﺸﻘﺖ ﺧﯿﺲ ﻭ ﺷﯿﺪﺍ ...

قلب من وقتی که هستی تمامش مال تو...هرچه دارم غیرتنهایی تمامش...

با تو گاهی قهر وگاهی نیز سازش میکنممن تمام راه ها را آزمایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط