شیر و رفقاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن
شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن . بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه: آُه! اُه! ساعت 12 شده! باید برم! خانم خونه منتظره!" گاوه پوزخندی میزنه و میگه: زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!" شیر لبخند تلخی میزنه و میگه: توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!!! سـلامـتـی هـمـه شیــــر صفت ها...
- ۱.۲k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط