{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیر و رفقاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن . بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه: آُه! اُه! ساعت 12 شده! باید برم! خانم خونه منتظره!" گاوه پوزخندی میزنه و میگه: زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!" شیر لبخند تلخی میزنه و میگه: توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!!! سـلامـتـی هـمـه شیــــر صفت ها...
دیدگاه ها (۵)

زندگی قافیه باران استگاه بایک گل سرخگاه بابرگ سیاهبیت آخرمیش...

گاهی وقتامجبوری احمق باشی!روی کاغذمینویسمدستهای تو...وروی آن...

داغ داغ★★★ اخرین اثر از مرتضی پاشاییقسمتی از ماکت آخرین آهنگ...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط