درود ...درودتان باد
درود ...درودتان باد
یاران
بنگرید که چگونه
گرمی بوسه خورشید و طلوع
جان دمید و روح را در قطره ای
قطره از شادی بیحد و حساب
شد بخاری و نمی........ برگل نشست
غنچه از دیدار نور و قربتش
باز شد......... لبخند به لبهایش نشست
بر گها رقصان شدند از شوق گل
رقص برگ جان داد بر سبزی دشت.........
مرغها مست ازهوا و عطر گل
خواندند با یک دگر.........
نغمه پرشور و آوای گذشت
آسمان از بوسه خورشید فجر
ظلمت شب پس زد و چون روز گشت
نم نمک آمد چو بر بالا افق بوسها زد بر که و دریا و دشت.....
برخیزید..
پگاهتان نیک!
یاران
بنگرید که چگونه
گرمی بوسه خورشید و طلوع
جان دمید و روح را در قطره ای
قطره از شادی بیحد و حساب
شد بخاری و نمی........ برگل نشست
غنچه از دیدار نور و قربتش
باز شد......... لبخند به لبهایش نشست
بر گها رقصان شدند از شوق گل
رقص برگ جان داد بر سبزی دشت.........
مرغها مست ازهوا و عطر گل
خواندند با یک دگر.........
نغمه پرشور و آوای گذشت
آسمان از بوسه خورشید فجر
ظلمت شب پس زد و چون روز گشت
نم نمک آمد چو بر بالا افق بوسها زد بر که و دریا و دشت.....
برخیزید..
پگاهتان نیک!
- ۹۶۲
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط