{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نشینم ، در خیالم با تو خلوت می کنم

می نشینم ، در خیالم با تو خلوت می کنم
باز هم دل را به پابوسیت ، دعوت می کـنم

می روم با سر فرو ، بین فُراتِ اشکِ خویش
"ارتماسی"هم شده غسل زیارت می کنم

من ، از اُفتادن به خاکِ پایت عزّت یـافتم
شاهدم،این سجده هایی که به تُربت می کنم

بی بضاعت هستم امّـا باز خوشحالم ، حسین
لا اقل ، عُـمرِ خودم را صرفِ هیئت می کنم

کاملاً حِس می کنم ابواب رحمت وا شـدند
آن زمانهایی که در باب تو صحبت می کنم

خوب یا بد، زشت و زیبا ، چون به تو وابسته اند
با تمام سینه چاکانت رفاقت می کنم

نَفْـس هم حاضر نشد حـرف دلم را بشــنود
از خودم دارم به درگاهت شکایت می کـنم

مرهم دردت نبودن جای خود، طوری شده
درد هایم را نشستم با تو قسمت می کنم

خیمه های روضه ات وقتی که خلوت می شوند
بیشتر از هر زمان ، احساسِ غُربت می کنم

نیّتم تنها تأسّی کردن است و بس ، اگر
شب به شب در روضه ها ذکر مصیبت می کنم

من مُریدِ روضه خوان های تو هستم یاحسین
ورنه کی در محضر زینب جسارت می کنم
روضه خوان های تو آنانند که افتاده اند
در دل ویرانه ها پای سرت جان داده اند
دیدگاه ها (۲)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

عاشقانه های شبنم

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط