{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد


بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد
بدن یخ زده ام حال پریشان دارد

مثل بیدی تنم از سوز هوا می لرزد
امشب آغوش پر از مهر تو مهمان دارد

لب به روی لب سرما زده ی من بگذار
لبت امشب بخدا مزّه دو چندان دارد

حسرت داغی آغوش تو بیمارم کرد
تب من با لب تو چاره و درمان دارد

بغلم کن که در آغوش تو راحت باشم
روح سرگشته ی من میل به طغیان دارد

لحظه ای از من اگر دور شوی می میرم
بی تو این زندگی اصلاً مگر امکان دارد؟

آذر انگار کمی خسته شده از پاییز
مژده ی آمدن فصل زمستان دارد

مثل آذر که در آغوش زمستان گم شد
بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد…

❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄
دیدگاه ها (۳)

می نویسم ز غمت تکیه به سنگی دارمتا بخوانی ز فراقت ، دلِ تنگی...

مینویسم برایت دوستت دارم ....!‌ ‌ تو بخوان دلیل تپش قلبم؛...

با تو لبخندم به رنگ یاس هاستعشق تو زیباترین احساس هاستیاد تو...

امان از این بوی ِ پاییز و آسمان ابری ! که آدم نه خودش میداند...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط