{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج جان کاهی است گنج بودن و مجهول ماندن

رنج جان کاهی است گنج بودن و مجهول ماندن
گنج بودن و در ویرانه ها فراموش شدن!
رنج بزرگی است علم بودن و عالِم نداشتن!
زیبا بودن و نادیده ماندن،
نور بودن و روشن نکردن
آتش بودن و گرم نساختن
عشق بودن ولی دلی نیافتن
روح بودن و کالبدی نبودن
پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن
کتاب بودن و خواننده ای ندیدن
چنگ بودن و پنجه ی نوازنده ای نبودن ....
چه بگویم ؟ خدا بودن و انسان نداشتن !
دیدگاه ها (۱)

پاییز است، نه در بیرون، بلکه در درون من، سرما در درون من است...

قطره قطره اگر چه آب شدیمابر بودیم و آفتاب شدیمساخت ما را همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط