{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهم

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهم
گرمی عشق ز یک
کوره ی تب می خواهم

لب او شهد و شکردارد و خرمای بم است
روزه دارم من و
لبخند رطب می خواهم

امشبی غصه و غم را به هم آنجا ببرید
ک غمم را به
نی انداز عرب می خواهم

مثل پاییز و زمستان که به هم می نرسند
من جمادی شدم و
ماه رجب می خواهم

تا که اندازه ی آن قامت و قد را بینم
متر من بوسه شد و
گفت وجب می خواهم

هر ک بی تو نفسی زد غزلش می شکند
وام من بوسه به شعر است و
طلب می خواهم

هر کسی در پی یاراست به هر نحو و دلیل
من تو را دور ز هر
نحو و سبب می خواهم

عاقبت گفت مرا ...
تا به چه حد می خواهی
گفتمش وای تو را..
وای !!!!!
عجب میخواهم.........
دیدگاه ها (۲)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهمگرمی عشق ز یک کوره ی تب می...

با تو از حادثه ی عشق طلب می خواهم بهر ویرانگی خویش ، سبب ...

......دوست دارم که ز لب های تو یک بوسه بگیرمو همان لحظه درآغ...

......دوست دارم که ز لب های تو یک بوسه بگیرمو همان لحظه درآغ...

⏳🍀روزی روزگاری🍀⏳

هربیت لبت مصرعی از جام شراب استمستانه ترین زخمه ی سنتور و رب...

هر کجا پای نهی میوه ی لب می رویدبوسه بر پای تو ای دوست عجب م...

جا داده مرا در وسط سینه ی سنگشای من به فدای دِلَکِ مست و ملن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط