{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمضان جان می دهد برای عاشقی

رمضان جان می دهد برای عاشقی
فکرش را بکن
با همان لب هایی که ذکر گفته ای
مرا ببوسی تا افطار کنیم
با همان دستی که رو به خدا گرفته بودی
چنگ بیندازی توی موهایی که مسح کشیده ام
با همان انگشتت که فیروزه دارد
روی دیوار تنم نقاشی بکشی
اصلا بیا زیر همین چادر نماز من زندگی کنیم،
تا ماهمان "عسل" شود، از صمیم لب
دیدگاه ها (۱)

تو نیستی ؛و من مثل چوپانی که گله اش را گرگ زده ...نشسته ام ز...

با بدقولیت نا امیدم نکن

زندگی مثل بازی مار و پلسآدما هم مهره هایی هستن که ممکنه تو ر...

جادویی عشق part 23 من چیکار باید بکنم؟ وی هریسون زل زد بهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط