{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

* ﺍﺷﮏ ﻣﻬﺘﺎﺏ *

* ﺍﺷﮏ ﻣﻬﺘﺎﺏ *
ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺩﺭﯾﺎﮐﻦ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺎﮐﻦ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﻟﻢ ﺩﺭﯾﺎ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ
ﻣﮑﺶ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﭘﺮﻭﺍﮐﻦ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ
ﮐﻨﺎﺭﭼﺸﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﺭﺧﻮﺍﺏ
ﺗﻮﺑﺎﺟﺎﻣﯽ ﺭﺑﻮﺩﯼ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺁﺏ
ﭼﻪ ﻧﻮﺷﯿﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﻡ ﮔﻮﺍﺭﺍ
ﺗﻮﻧﯿﻠﻮﻓﺮﺷﺪﯼ ﻣﻦ ﺍﺷﮏ ﻣﻬﺘﺎﺏ
ﺗﻦ ﺑﯿﺸﻪ ﭘﺮﺍﺯ ﻣﻬﺘﺎﺑﻪ ﺍﻣﺸﺐ
ﭘﻠﻨﮓ ﮐﻮﻫﻬﺎ ﺩﺭﺧﻮﺍﺑﻪ ﺍﻣﺸﺐ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺷﺎﺧﯽ ﺩﻟﯽ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺩﻝ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻨﻢ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﻪ ﺍﻣﺸﺐ
دیدگاه ها (۲)

گذشته هایت را ببخش زیرا آنان همچون کفش های کودکی ات نه تنها ...

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم ر...

تو برايم بهترين هستي ،دنيا را نميخواهم ،تو زندگي من هستياينگ...

هیچ وقت دلِ اونایی که گریه شون بی صداست رو نشکنید...؛ این آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط