پیشانی ات را در بوسه های من بکارخودت را در آغـــــــــوش
پیشانی ات را در بوسه های من بکارخودت را در آغـــــــــوش من سرمایه بگذار..به درک که سیاه سفید چشم های این شهرحـــــــــــول آغوش تنگ ما می چرخد..که این عشق آنقدردر من به سن تکلیف رسیده است که می توانم تو روی شهر به ایستم و از حقانیت احساسی که در تو دارم، دفاع کنم..دامن گیر رویای تو می شوم وسرسنگین نگاه بیگانه یک شــهر..به عشق لب هایی که به هم نزدیک شدندبه حـــــرمت آغـوشی که آغشته نفس هایت شدبگذار تاتمام نگاه هامشتعل از شعله کشیدن مان شود..من پایم رایک قدم از زبانه های توآن طــــــرف تر نخواهم گذاشت..
- ۷۹۵
- ۰۶ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط