{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهمونیتام

مهمونی:تام
موضوع:وقتی بدون اجازه رفتی مهمونی
امروز پنچشنبه بود و دانشگاه تعطیل بود تو خونه تنها نشسته بودم که گوشیم زد خورد و رفیقم بود که میگفت امروز تولدمه و تو یه ویلا جشن گرفته میدونستم تام نمیزاره برم ولی خب منم دوست دارم برم تولد رفیقم گفتم باشه. پاشدم رفتم یه دوش ۱۵ دیقه ای گرفتم و اومدم بیرون نشستم رفتم جلوی کمدم و به عنوان لباسم یه پیراهن بلند مشکی و یه کیف مشکی و کفش های قرمز و مشکی برداشتم و گذاشتم روی تخت و رفتم جلوی میز آرایش و یه آرایش تقریبا غلیظ انجام دادم و موهامو خشک کردم چون موهام لخت و بلند بود احتیاجی به اتو اینا نبود ساعت ۴ بود و رفیقم گفته بود تولد ساعت ۶ هست پاشدم لباسمو پوشیدم از روش یه کت پشم پوشیدم و کفش هامو پوشیدم و روی تخت یکم با گوشی ور رفتم که دیدم ساعت ۵ هست کیفمو برداشتم توش رژ و عطر و گوشیمو گزاشتم و رفتم پایین و سوار ماشین شدم و رفتم سمت ویلا . رسیدم و رفتم تو . توی ویلا کلی دختر و پسر بودن همه جا بوی الکل و سیگار میومد همه داشتن باهم میرقصیدم رفتم پیش رفیقم و بهش تبریک گفتم و رفتم نشستم حدود ۲ ساعت بعد واقعا حالم داشت از بوی الکل بهم می‌خورد رفتم سمت سرویس و میکاپ چک کردم و از سرویس در اومدم که
دیدگاه ها (۲)

هر درخواستی دارید اینجا بگید همشونو مینویسم براتون

وقتی تنهاییم و اون روی سافتشو نشون میده به درخواست شماهامتئو...

وقتی غیرتی میشه. Part3رو...

Part 2وقتی غیرتی میشه کلاس حدود ۲ یا ۳ دیقه دیگه تموم می‌شود...

part ۱۲به طرف ماشین رفتم سوار ماشین شدن و راهی خونه شدم. ویو...

Plan Aتیلور: دست همو گرفتیم در ورودی نقاب هارو زدیم و وارد ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط