{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنم

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنم
با شراب عشق تو صد عقده دل وا کنم

ساز خود را کوک کن با نغمه دلدادگی
تا رها گردد دلم از سردی و بیگانگی

مست مستم کن به افسون نگاه روشنت
تا بچینم غنچه مهر وصفا از گلشنت

خسته ام از روزگار و نامرای های آن
دست من گیر و بکش نازم بمان تا پای جان

عشق تو چون هدیه ای از آسمانها بهر من
میدهم از بهر عشقت بی محابا جان وتن

روز اول گفته بودم عشق ما بی حاصل است
بهر ما ناکامی ودرد و سراپا مشکل است

یا بمان و عشق خودرا کن نثار هستیم
یا بروتا کم شود شور و این سرمستیم
شعروشراب
دیدگاه ها (۲)

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل...

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل...

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل ...

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل...

شراب عشق..باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو ...

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل...

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل...

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

سخت ترین قسمت رفتن آدم هااونجاست که؛هیچ وقت با خودشونخاطره ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط