{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا را

دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا را
آغوش را گشودم گفتم بیا نگارا

چون صبحدم پریدم از خواب ناز دیدم
در بر گرفته‌ام من افسوس متکا را...!!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

هرچه به خواب هایم می‌گویمتو دگر نیستیولی باز تو را می‌بینند....

تو به صبحِ پاییز میمانیپر از ابهتِ عشق و مهربانیچون برکهء نی...

از طعم لبت هرچه سرودم همه کذب استناخورده می، از حالت مستی چه...

رد شدی از وسط کوچه و از گوشه‌ی دردیدم انگار تو هستی و شدم زی...

#حکایت_قدیمی "این حکایت مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان ا...

اجباری...

دلم نیومد براتون نزارم پارت ۸شروع ویو ته برگشتم خونه رفتم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط