{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خون آشام من

خون آشام من

part⁷

زمان حال/بورام

(بچه ها بورام دختر عمه تهیونگه که بخاطر جذابیت تهیونگ همش بهش میچسبه ولی تهیونگ اصلا دوستش ندارع و نادیدش میگیره)

بورام:مامان بریم خونه دایی
م.بورام:باشع ...پاشو بریم
بورام:آخه جونننن(راوی:زهر مار ..مگه بچه ای آنقدر ذوق کردی پشمک😐🗿)

پاشدن رفتن خونه تهیونگ و زنگ در رو زدن

زمان حال/قصر

ات:ممنون مادر جان
تهیونگ:ممنون مامان
م.ته:خواهش

که زنگ در خورد

تهیونگ:من میرم باز میکنم

تهیونگ رفت آیفون رو برداشت

تهیونگ:بفرمایید داخل ..آیفون رو گذاشت
م.ته:کیه؟
تهیونگ:عمه و بورام ...ای بابا ..توف🗿باز اون دختره
م.ته:اشکال ندارع پسرم خودم درستش میکنم ...عروس گلم تو با تهیونگ برو تو اتاق
ات:چشم مادر جون

ات و تهیونگ رفتن تو اتاق

ات:تهیونگ بورام کیه؟
تهیونگ:دختر عمه ام است ..هی میچسبه بهم ولی من اصلا از خوشم نمیاد🗿🤌
ات:آها

زمان حال/اتاق نشیمن

م.ته و ب.ته:خوش امدید
م.بورام و بورام:ممنون
بورام:تهیونگ کجاست؟
م.ته:الان میاد

تهیونگ و ات اومدن پایین

بورام:اوپاااا...با سرعت به سمتش دویید و بغلش کرد
تهیونگ:از بقلش در آمد ...به من نگو اوپاا
بورام:عع اوپااااا...راستی این دختره کیه؟
تهیونگ:دوست دخترمه
بورام:دروغ نگو اوپاا ...میدونم داری شوخی میکنی
تهیونگ:گفتم به من نگو اوپاا ....بعد دروغ چرا بگم ..واقعا دوست دخترمه
بورام:مامانننن
م.بورام:زن داداش این درسته که اون دوست دختره تهیونگه؟
م.ته:بلع
م.بورام:مگه بورام و تهیونگ نامزد نبودن؟
م.ته:نه ..کی گفته بورام و تهیونگ نامزدن تو و دخترت فقط اینطوری فکر میکنین
بورام:مامانننننننن(راوی:ای کوفت😑🌚)
م.بورام:ولی...
تهیونگ:عمه جان من به شما احترام میزارم و همینطور به بورام ولی از اول من هیچ علاقه ای به بورام نداشتم و فقط ات دوست دارم
بورام:تهیونگاااااا
تهیونگ: حقیقته
بورام:مامان پاشو بریم ..من نمیخوام یه دقیقه ام اینجا باشم .. رو به ات ..دختره ی هرزه
تهیونگ:هوی حواست باشه چی میگیاا..اون عشق منه(راوی:اوه اوه آقای غیرتی🗿🤌)
تهیونگ:تو اینجا چی میگی؟
راوی:دوست دارم اینجا باشم مشکلیه
تهیونگ:بیا برو هویج🗿🥕
راوی:من هویجم؟حواست باشع چرخه زندگیت دسته منه..الان هم میتونم تغییرش بدم
تهیونگ:نه غلط کردم(خدانکنه)
راوی:یاح یاح یاح یاح 🌚 حالا بیا برو
تهیونگ:چشم
بورام:حالا میبینی تهیونگ خان(پوزخند)😏خدافظ

عمه تهیونگ و بورام رفتن و......



#BTS#Kim_Namjoon#Kim_Soekjin
#Min_Yoongi#Jung_Hoseok
#Park_Jimin#Kim_Taehyung
#Jeon_Jungkook#black_pink
#Jisoo#Jennie#Rose#Lisa
#Taekook#Kooki#Kook#Cute
#Suga#Agust_D#RM#J_hope
#hobi#handsome#TXT#Exo#baeuti
#mukbang#world#Army#blink
#BTS_Army_forever#Army_Blink
#ارمی_بلینک_هستم#حمایت#کیوت#کیپاپ
#هندسام#تهکوک#هوپکوک#یونگمین#قدرت
دیدگاه ها (۲۹)

خون آشام منpart⁸ات:این چش بود؟🤨م.ته:نگران نباش دخترم ..همیشه...

خون آشام منpart⁹تهیونگ:هیونگ راستش ات انسانهجین:جانننننن؟انس...

این بشر چقدر جذابهمن مرگفالو کنی ضرر نمیکنی🥺لایک و فالو و حم...

خون آشام منpart⁶دیدن هم دیگه بقل کردن ات:یا خدااااا...تهیونگ...

وحشی پارت 8+18و غذا سفارش دادیم تهیونگ یکم از عموش برام گفت ...

☆سادیسمی منp/⁷

پارت۷بورام: ت ت تهیونگ تهیونگ: بورام خوبی ثوک کجاست نه نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط