داستان من و تو از آنجا شروع شد

داستانِ من و تــو از آنــجـا شـــروع شـد


که پـشـت شـیشـه ی بیجانِ مـانیـتـور به هم جان دادیــم


با دکــمه های سـَـرد کـیـبورد ،


دســت هـای هــم را گـرفـتیـم و گــرمایـش را حـِـس کــردیـم


بـا صــورتـکها ، هــمـدیگـر را بـوســیـدیـم و

طــمـع لــَـب هایمان را چـشـیـدیم


آهــنـگی را هم زمان با هــم گــوش کــردیـم و اشــک ریـخـتیـم و خندیدیم


پیکهای مشروبمان را از پشت مانیتور به هم زدیم


عشق بازی هایمان را با کلمات بی جان جان دادیم به جانِ هم


شـــب بــخـیرهایمان پشــت خـطـهـای مـوبایلـمان جـا نمی مـانـد


بیا


ایــن داســـتان را واقعی کن


خسته ام از این مجازی ها … !!
دیدگاه ها (۱)

خدا لعنت کنه یه همچین ادمایی رو

بیمار خنده هاتم .. . . . . بیشتر بخند

ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ... ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ...

ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ...ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ، ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط