ندارم ترسی از غم

ندارم ترسی از غم
تا که هردم
میرسد عشقش به فریادم
چو او را می پرستم
در کنار هرکه هستم
نقش سنگم
سرد و خاموشم
به غیر از یاد او هر
یاد دیگر در جهان
گشته فراموشم
دیدگاه ها (۱)

چه لذتی داره صبح بلند شی ببینی یه نامه به آینه اتاق چسبیده: ...

+حِسِش میکُنــی؟-اوهـــوم+بَرایِ تــو میتپه...m&r

عشق، برانگیزنده‌ی والاترین ارزش‌های زندگی بشر است؛ برانگیزند...

عشق من بودنت آرامشے ستکه تزریق مے شود درون رگ هایمبا حس نفس ...

khianat durooghin...𝚙𝚊𝚛𝚝 27سوهو.. هر طور راحتیو ا/ت بدون توج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط