{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه رمضان بود و شهر یکپارچه دعا

ماه رمضان بود و شهر یکپارچه دعا

و مردمان در شهر به دعا کردن مشغول بودند

دعا،همان دعای همیشگی ماه رمضان بود:

_الهم اشف کل مریض

_الهی آمین!

_الهم اغن کل فقیر

_الهی آمین!

_انک علی کل شیء قدیر

_الهی آمین!!



مرد ساده و بی چاره ما بی آن که کوچکترین چیزی از دعا بفهمد،فقط آمین می گفت!

و حتما پیش خودش هم فکر می کرد:مهم نیست چیزی از دعا نفهمی،خداوند خودش می فهمد و بر آورده می کند!هزچند من نمی فهمم که از خدا چه خواسته ام!!


******************
600 داستان های داغ و خاص
http://cafebazaar.ir/app/com.sasan_ah.dastan/?l=fa
دیدگاه ها (۳)

وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایست...

ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ...ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ...ﮐﺴﯽ ﭺ ﻣ...

اللهم اشف کل مریضآمیییییییییییییین

تقدیم با عشق به همه مادران پاک واریز خسته نباشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط