عاشق
۳ عاشق
پارت ۲۰
ویو کوک
از خواب بیدارم شدم و جوجه امو دیدم وای خودت قربونش بشم من الهی باید براش صبحونه درست کنم
رفتم حموم و لباس پوشیدم بعدش رفتم پایین پیش بچه ها داشتم برای ا/ت پنکیک درست میکردم با توت فرنگی امیدوارم خوشش بیاد
ویو ا/ت
چشمامو باز کردم
ا/ت: واییییی ساعت چنده؟
هیچکدومشون کنارم نبودن ای خدا
بلند شدم خیلی درد داشتم باید قرص میخوردم روی میز نگاه کردم دیدم کوک برام قرص گذاشته روشم یه نامه بود بزار ببینم چیه
از زبان کوک : سلام جوجه ام قرصاتو برات گذاشتم بخور دل درد نگیری بعدم بلند شو برو حموم من دارم صبحونه تو حاضر میکنم
ا/ت: عررررررررررررر قند تو دلم آب شد بچم برام صبحونه درست کرده
قرصمو خوردم و رفتم حموم بعد چند مین اومدم بیرون عطرمو زدم موهامو فر کردم و رفتم پایین
داشتم راه میرفتم که کوک دیدم پشتش به من بود نمیدونم جیمین و تهیونگ کجان آروم آروم رفتم سمتش و از پشت بغلش کردم
ا/ت: سلام جیگیرم
کوک: سلام جوجه
ا/ت : بقیه کجان؟
کوک : رفتن بیرون زودی میان
ا/ت: آها اوکی
کوک : برو بشین برات صبحونه بیارم
ا/ت: باشه
رفتم نشستم رو میز داشتم فک میکردم که قراره با ۳ تاشون ازدواج کنم؟
چون واقعا هنوز برای این موضوع کاری نکردیم
تو حال خودم بودم که یهو .....
کوک : ات کجایی ۳ ساعته دارم صدات میزنم
ا/ت : ببخشید حواسم نبود
کوک: چیزی شده؟
ا/ت: نه خوبم مشکلی نیست من عالیم
کوک: بخور ببین دوست داری
یه تیکه خوردم واقعا خوشمزه بود
ا/ت: این عالیههه خیلی خوشمزه اس باورم نمیشه
کوک: نشو جونت
ا/ت: ممنون
ا/ت: کوک
کوک: جونم
ا/ت: میگم امروز بریم بیرون؟
کوک : بیرون؟
ا/ت: آره بریم پارک
کوک: مگه بچه ای ا/ت 😂
ا/ت: خب من دوست دارم
کوک : اشکال نداره میریم جوجه
ا/ت: ممنوننننننننننننننننن
کوک: فقط بچه ها اومدن میریم
ا/ت: باشه
داشتم صبحونه میخوردم که .....................
لایک و کامنت فراموش نشه
پارت ۲۰
ویو کوک
از خواب بیدارم شدم و جوجه امو دیدم وای خودت قربونش بشم من الهی باید براش صبحونه درست کنم
رفتم حموم و لباس پوشیدم بعدش رفتم پایین پیش بچه ها داشتم برای ا/ت پنکیک درست میکردم با توت فرنگی امیدوارم خوشش بیاد
ویو ا/ت
چشمامو باز کردم
ا/ت: واییییی ساعت چنده؟
هیچکدومشون کنارم نبودن ای خدا
بلند شدم خیلی درد داشتم باید قرص میخوردم روی میز نگاه کردم دیدم کوک برام قرص گذاشته روشم یه نامه بود بزار ببینم چیه
از زبان کوک : سلام جوجه ام قرصاتو برات گذاشتم بخور دل درد نگیری بعدم بلند شو برو حموم من دارم صبحونه تو حاضر میکنم
ا/ت: عررررررررررررر قند تو دلم آب شد بچم برام صبحونه درست کرده
قرصمو خوردم و رفتم حموم بعد چند مین اومدم بیرون عطرمو زدم موهامو فر کردم و رفتم پایین
داشتم راه میرفتم که کوک دیدم پشتش به من بود نمیدونم جیمین و تهیونگ کجان آروم آروم رفتم سمتش و از پشت بغلش کردم
ا/ت: سلام جیگیرم
کوک: سلام جوجه
ا/ت : بقیه کجان؟
کوک : رفتن بیرون زودی میان
ا/ت: آها اوکی
کوک : برو بشین برات صبحونه بیارم
ا/ت: باشه
رفتم نشستم رو میز داشتم فک میکردم که قراره با ۳ تاشون ازدواج کنم؟
چون واقعا هنوز برای این موضوع کاری نکردیم
تو حال خودم بودم که یهو .....
کوک : ات کجایی ۳ ساعته دارم صدات میزنم
ا/ت : ببخشید حواسم نبود
کوک: چیزی شده؟
ا/ت: نه خوبم مشکلی نیست من عالیم
کوک: بخور ببین دوست داری
یه تیکه خوردم واقعا خوشمزه بود
ا/ت: این عالیههه خیلی خوشمزه اس باورم نمیشه
کوک: نشو جونت
ا/ت: ممنون
ا/ت: کوک
کوک: جونم
ا/ت: میگم امروز بریم بیرون؟
کوک : بیرون؟
ا/ت: آره بریم پارک
کوک: مگه بچه ای ا/ت 😂
ا/ت: خب من دوست دارم
کوک : اشکال نداره میریم جوجه
ا/ت: ممنوننننننننننننننننن
کوک: فقط بچه ها اومدن میریم
ا/ت: باشه
داشتم صبحونه میخوردم که .....................
لایک و کامنت فراموش نشه
- ۱۴۴
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط