شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن

شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن


عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن


در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور و نوا یابن الحسن


آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن


در جوانی رفت از دنیا امام عسگری
شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن


این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه
تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن


گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع
گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن


دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من
با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن
دیدگاه ها (۶)

🌹 ❤ ️🌹 ❤ ️

ای نعمت باطنی عالم مهدیوی نور دل نبی خاتم، مهدیتکمیل نموده ر...

عمری ست در فراق تو با اشک سر کنیمگریه اگر کم است بگو بیشتر ک...

تا حالا به رهبر ارکستر دقت کردی ؟ به همه پشت میکنه و با تمام...

فاطمیه آمد و آن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط