{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینمت . . .

ببینمت . . .

گونه هایت خیس اســـت . . .

باز با این رفیق نابابت . . .

نامش چ بود؟

هان!

باران . . .

باز با

;باران;

قدم زدی ؟

هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست

برای تنهایی ها . . .

همدم خوبی نیست برای درد ها . . .

فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و

خیس تر میکنــــــد . . .
دیدگاه ها (۸۴)

ای کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های شیرین با تو بودن ر...

آسمان را قسمت کردند : تکه ای برای برکه . . . تکه ای برای رود...

M

M

پارت شانزدهم:ناپسند(Rose)روزها مثل برق و باد می گذشتند.امروز...

دروغ شیرینچپتر شانزدهمفقط به خاطر یک لبخند ؟ یک لبخند و دستی...

رمان:خطوط پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط