جز سر کوی تو ای دوست ندارم جایی

جز سر کوی تو ای دوست، ندارم جایی
در سرم نیست، بجز خاک درت سودایی

بر در میکده و بتکده و مسجد و دیر
سجده آرم که تو شاید، نظری بنمایی

مشکلی حل نشد از مدرسه و صحبت شیخ
غمزه ای تا گره از مشکل ما بگشایی

این همه ما و منی، صوفی درویش نمود
جلوه ای تا من و ما را ز دلم بزدایی

نیستم، نیست، که هستی همه در نیستی است
هیچم و هیچ که در هیچ نظر فرمایی

پی هر کس شدم، از اهل دل و حال و طرب
نشنیدم طرب از شاهد بزم آرایی

عاکف درگه آن پرده نشینم، شب و روز
تا به یک غمزه او، قطره

دیدگاه ها (۳)

وقتی دائم بگویی گرفتارم،هیچ وقت آزاد نمیشوی،وقتی دائم بگویی ...

واقعا قشنگه بهش فکر کنید و بخونید حالتون عوض میشه........👈 ز...

هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد؛مگر به " ف...

کــاش انــسـانـــها مـیــدانســتـند.....کــہ مهــم تــر ازشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط