{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای غارت عشق تو جهانها

ای غارت عشق تو جهانها
بر باد غم تو خان و مانها

شد بر سر کوی لاف عشقت
سرها همه در سر زبانها

در پیش جنیبت جمالت
از جسم پیاده گشته جانها

در کوکبهٔ رخ چو ماهت
صد نعل فکنده آسمانها

نظارگیان روی خوبت
چون در نگرند از کرانها

در روی تو روی خویش بینند
زینجاست تفاوت نشانها

گویم که ز عشوهای عشقت
هستیم ز عمر بر زبانها

گویی که ترا از آن زیان بود
الحق هستی تو خود از آنها

تا کی گویی چو انوری مرغ
دیگر نپرد از آشیانها

داند همه‌کس که آن چه طعنه‌ست
دندانست بتا در این دهانها
دیدگاه ها (۱۱)

ای غارت عشق تو جهانهابر باد غم تو خان و مانهاشد بر سر کوی لا...

ای غارت عشق تو جهانهابر باد غم تو خان و مانهاشد بر سر کوی لا...

ای غارت عشق تو جهانهابر باد غم تو خان و مانهاشد بر سر کوی لا...

آن تیر بالا را ببین: ز ابرو کمانها ساختهاز تیر چشم مست خود آ...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

هیچ چیزی همیشگی نیست حتی اونی ک الان مثلا بدون تو نمیتونه نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط