در اوج بطالت آمدم اینجا
در اوج بطالت آمدم اینجا
چه فرقی می کند کجا حوصله ام سر رود!
آسیا بر فراز تپه ی کوچک چرت می زند
می شود سال ها در اینجا به سکوت گذراند
زنبوری کاهلانه می چرخد
در روشنای دل انگیز صبح
پری دریایی این دریاچه را می خوانم
اما مرده است او و پاسخی نیست
دریاچه ی بزرگ کم ژرفاست اکنون
خزه های سرگردان بر روی آن
ماه باریک اندام می درخشد
بر فراز سپیداری لرزان
به حیرتم می افکند همه چیزی،گویی تازه اند همه
نسیمی از نم از سپیدارها برمی خیزد
خاموشم خاموشم و در انتظار
پیوستن به تو ای زمین.
چه فرقی می کند کجا حوصله ام سر رود!
آسیا بر فراز تپه ی کوچک چرت می زند
می شود سال ها در اینجا به سکوت گذراند
زنبوری کاهلانه می چرخد
در روشنای دل انگیز صبح
پری دریایی این دریاچه را می خوانم
اما مرده است او و پاسخی نیست
دریاچه ی بزرگ کم ژرفاست اکنون
خزه های سرگردان بر روی آن
ماه باریک اندام می درخشد
بر فراز سپیداری لرزان
به حیرتم می افکند همه چیزی،گویی تازه اند همه
نسیمی از نم از سپیدارها برمی خیزد
خاموشم خاموشم و در انتظار
پیوستن به تو ای زمین.
- ۲.۹k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط