{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی یک چمدان است که می آوریش

زندگی یک چمدان است که می آوریش

بار و بندیل سبک می کنی و می بریش

خودکشی ، مرگ قشنگی که به آن دل بستم

دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم

به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم

قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم
دیدگاه ها (۱)

چمدان دست تو و ترس به چشمان من استاین غم انگیزترین حالت غمگی...

مثل سیگار ، خطرناک ترین دودم باششعله آغوش کنم حضرت نمرودم با...

بوسه ها را به جان من اندازمردِ این جنگِ تن به تن هستمچشم و ل...

من کنار تو ریز می مانمتو کنارم درشت خواهی شدمن نجیبانه بوسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط