{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک کلبه ی چوبی لب رودش با من

یک کلبه ی چوبی، لب رودش با من
گلبرگ زغال و برگ دودش با من

صبح از تو و چای از تو و لبخند از تو
عاشق شدن، ابراز وجودش بامن



اما خب چون کسی با من نیس در کلبه بسته س😄
دیدگاه ها (۲)

‏‌کاش به جای این همه بمب، کتاب بر سر خاورمیانه می‌ریختند!آن ...

⁣روزی می‌رسد که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت می‌شوی. نه از بدگوی...

وقتی دخترا تو خونه تنهان

بچه بودیم میدیدیم بزرگترا عروسی می‌کنن!😂 😂 😂 بزرگ شدیم میبین...

دیر آمدی پاییز من، باران و بادت دیر شد، برگ و خزانت دیر شد.....

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط