سناریو
سناریو
موضوع:وقتی سرشونو ناز میکنیم🗣
part²
ناگی:بین خواب و بیداری گیم میزد،توهم چون خیلی پیش فعال بودی😀،تصمیم گرفتی روش کرم بریزی،سرش غر غر میزدی..چیزی نمیگف محکم بغلش میکردی...چیزی نمیگف گازش میگرفتی...چیزی نمیگف کلا در هر صورت چیزی نمیگفت،خسته شدی و شروع کردی به ناز کردنش،ناگیی ماهم چون خیلی خوابش میومد تو بغلت خوابید🤏🏻🎀
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
کایزر:اعصابش خورد بود(ایساگی بهش پا نداده بود...🗿) اوند عصبانیتشو سر تو خالی کنه،ولی قبل از لینکه چیزی بگه محکم بغلش گردی،میخواست به زور از بغلت بیرون بیاد ولی یجورایی دوسم داشت بمونه تو بغلت،خلاصه بعد از چند دقیقه آروم گرف،سرشو بوسیدیو نازش کردی،زیر لب میگفتی:نازی نازی...
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
شیدو: شما کلا جرئت نداری سمت این بشر بری...چون هرچی بشه..اتاق🎀،ولی خو یبار کرمت گرفته بود و رفتی تا نازش کنی،دستتو بردی سمت سرش و نازش کردی،ار این کارت یخورده پشماش ریخ ولی چیزی نگف،برای اولین بار داشت مث آدم رفتار میکرد(پشماااام🌚) بعد که کارت تموم شد محکم بغلت کرد و اینبار اون نازت کرد..البته وحشیانهعههه
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
نیکو:با اون چشمای زمردیش بهت نگا کرد،لپاش یخورده گل انداخت،سرشو گذاشت رو شونت، از روزش برات گف(ازینکه انقد تو گوشی نباش و اینارو نخون🤡)
(ببخشید کمههه بخدا هیچی برا نیکو نمیدونمممممم)
موضوع:وقتی سرشونو ناز میکنیم🗣
part²
ناگی:بین خواب و بیداری گیم میزد،توهم چون خیلی پیش فعال بودی😀،تصمیم گرفتی روش کرم بریزی،سرش غر غر میزدی..چیزی نمیگف محکم بغلش میکردی...چیزی نمیگف گازش میگرفتی...چیزی نمیگف کلا در هر صورت چیزی نمیگفت،خسته شدی و شروع کردی به ناز کردنش،ناگیی ماهم چون خیلی خوابش میومد تو بغلت خوابید🤏🏻🎀
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
کایزر:اعصابش خورد بود(ایساگی بهش پا نداده بود...🗿) اوند عصبانیتشو سر تو خالی کنه،ولی قبل از لینکه چیزی بگه محکم بغلش گردی،میخواست به زور از بغلت بیرون بیاد ولی یجورایی دوسم داشت بمونه تو بغلت،خلاصه بعد از چند دقیقه آروم گرف،سرشو بوسیدیو نازش کردی،زیر لب میگفتی:نازی نازی...
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
شیدو: شما کلا جرئت نداری سمت این بشر بری...چون هرچی بشه..اتاق🎀،ولی خو یبار کرمت گرفته بود و رفتی تا نازش کنی،دستتو بردی سمت سرش و نازش کردی،ار این کارت یخورده پشماش ریخ ولی چیزی نگف،برای اولین بار داشت مث آدم رفتار میکرد(پشماااام🌚) بعد که کارت تموم شد محکم بغلت کرد و اینبار اون نازت کرد..البته وحشیانهعههه
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
نیکو:با اون چشمای زمردیش بهت نگا کرد،لپاش یخورده گل انداخت،سرشو گذاشت رو شونت، از روزش برات گف(ازینکه انقد تو گوشی نباش و اینارو نخون🤡)
(ببخشید کمههه بخدا هیچی برا نیکو نمیدونمممممم)
- ۱.۹k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط